علم اطلاعات و دانش شناسی

کتابداری - انجمن کتابداران - آموزش کتابداری - اخبار فرهنگی و کتابداری

ادبیات و شبه مدرنیته ایرانی9

 

یکی از رمان‌های این دوره که تصویرگر تمایلات آشکارا ناسیونالیستی ادبیات این مقطع می‌باشد، رمان «عشق و سلطنت یا فتوحات کوروش کبیر» نوشته‌ی «موسی دستجردی» معروف به «موسی نثری همدانی» [متوفی به 1332 ش] می‌باشد. موسی دستجردی، روزنامه‌نگار و رمان‌نویس شبه‌مدرنیست و از اهالی بخش کبودر آهنگ همدان بود. او به سال 1278 ش به جمع منورالفکرانه‌ای موسوم به «انجمن آزادی خواهان همدان» پیوست.

موسی نثری به حزب سوسیال ـ دموکرات پیوست و سال‌ها مدیریت «مدرسه‌ی نصرت» وابسته به این حزب را بر عهده داشت. (43) نثری به دلیل همین تمایلات شبه مدرنیستی‌اش مورد توجه رژیم رضاشاهی نیز قرار گرفت و سال‌ها رئیس اداره‌ی معارف [فرهنگ] شهرهای همدان، کرمانشاه، کردستان و قزوین بود. نثری مقالات متعددی درترویج آراء ناسیونالیستی شبه‌مدرن در مطبوعات آن زمان ایران نگاشت.

رمان «عشق و سلطنت» را موسی نثری همدانی به سال 1324 ق نگاشته و به سال 1337 ق (1296ش) جلد اول آن را منتشر کرده است. (44) دو جلد دیگر این کتاب با نام‌های «ستاره لیدی» و «شاهزاده خانم بابلی» اساساً مایه‌های عاشقانه‌ی غلیظ و ساختاری در هم ریخته و مغشوش دارد؛ جلد دوم یا همان «ستاره لیدی» رمانی نیمه تاریخی ـ نیمه عاشقانه است. حال آنکه جلد اول یا همان «عشق و سلطنت یا فتوحات کوروش» در وجه غالب خود رمانی تاریخی است. این کتاب درحجم 165 صفحه منتشر گردیده و دارای 19 بخش می‌باشد. ظاهراً دستمایه‌ی اصلی قصه‌ی جلد اول از خیال‌پردازی‌های «هرودوت» مورخ غیرمعتبر یونان باستان گرفته شده است. زمان داستان «عشق و سلطنت» سال 561 ق.م و پایان سلطنت «اژی دهاک» [آخرین پادشاه «ماد» طبق ادعای هرودوت و برخی مورخان باستان‌گرای غربی] فرض گردیده است.

مکان داستان حوزه‌ی گسترده‌ای را دربرمی‌گیرد و از «اکباتان» [پایتخت فرضی «ماد»ها] آغاز می‌گردد. تم اصلی داستان بر دو محور عشق و جنگ استوار است.

رمان «عشق و سلطنت» به شدت درون‌مایه‌ی ناسیونالیستی دارد و به اسطوره‌سازی از شخصیت کوروش هخامنشی می‌پردازد. جالب است که در این رمان، کوروش همچون یک لیبرال ـ ناسیونالیست اوایل قرن بیستم تصویر می‌گردد. دیگر شخصیت‌های اصلی رمان [افرادی چون «سیاکزار» و «هرمز»] که همگی از شاهزادگان ایرانی هستند نیز مراتبی از شوکت و عظمت خیالی کوروش [که نویسنده سعی در القاء آن به خواننده را دارد] در خود ظاهر می‌سازند.

نثری در این اثر به گونه‌ای از کوروش سخن می‌گوید که گویا وی جامع همه‌ی صفات نیک انسانی نظیر شجاعت، درایت، جوانمردی، زیرکی و همچنین جامع همه‌ی زیبایی‌های صورت و ظاهر بوده است. کوروش اسطوره‌ای لیبرال ـ ناسیونالیست این رمان، در عاشقی سنگ تمام می‌گذراد و عاشقی سینه چاک و حرفه‌ای است، به گونه‌ای که گویا کار دیگری جز عاشقی در همه‌ی عمر خود نداشته است و در عین حال جنگاوری تمام عیار و ستیهنده است به گونه‌ای که گویا جز حضور در میدان رزم و کارزار کار دیگری نداشته است و باز در عرصه‌ی علم و فضل و دانش تاریخی و جغرافیایی و حتی شناخت هنرها فردی خبره و تمام عیار است.

چهره‌ای که نثری از کوروش می‌سازد تصویر منجی ناسیونالیستی است که روشنفکران ایرانی از آخوندزاده و ملکم تا تقی‌زاده و فروغی در آرزوی آن بوده‌اند تا ظهور کرده و رویکرد غرب‌زدگی شبه‌مدرن را تحت لوای ناسیونالیسم باستان‌گرا در ایران حاکم نماید. در واقع رمان نثری همدانی بازتاب ادبی خواست و افق مطلوب جریان روشنفکری ناسیونال ـ لیبرال و نیز ناسیونال ـ سلطنت‌طلب‌های ایرانی توأمان می‌باشد و چون وجه غالب جریان منورالفکری ایران در آن مقطع رویکرد ناسیونالیستی دارد می‌توان گفت اساساً آیینه تمایلات کلی جریان منورالفکری مشروطه و پس از مشروطه‌ی ایرانی است. البته تصویری که این رمان‌نویسان و روزنامه‌نگاران ناسیونالیست باستان‌گرا از چهره‌ی زیبا و ایده‌آل منجی می‌دادند، تصویری خیالی و بی‌اساس بود که واقعیت تلخ مستبدانه و سراپا وابسته و وطن‌فروش و استقلال‌ستیز این دیکتاتور ناسیونالیست مروج غرب‌زدگی شبه مدرن و مخالف هویت معنوی و تاریخی مردم ایران را، مشاطه‌گرانه و پشت تصاویر و شعارهای فریبنده پنهان می‌کرد. کوروشی که جریان روشنفکری ناسیونالیست ایرانی [و نیز ناسیونال ـ لیبرال‌ها] به انتظار ظهورش نشسته بودند، مستبد فرهنگ‌سوز دین ستیز سراپا وابسته‌ی استقلال‌فروش شبه مدرنیستی چون رضاشاه بود که با تکیه بر موج تحریکات و عواطف و شعارهای ملی‌گرایانه و تجددخواهانه و به اتکاء دست مکار استعمار بریتانیا به قدرت رسید و مظهر تداوم سلطه‌ی امپریالیزم انگلیس بر ایران برای نزدیک به دو دهه بود.

نثری در این اثر به گونه‌ای صریح به ستایش غرب می‌پردازد و حتی کوروش داستانی او خود را مظهر اراده‌ی دموکراتیک نشان می‌دهد. (45) نثری در جایی دیگراز این رمان به ستایش از بی‌حجابی زنان و زندگی مردم غرب می‌پردازد. (46) او از «سولون» قانون‌گذار باستانی یونان نام می‌برد و به ستایش او می‌پردازد. (47) موسی نثری نگرش منفی خود نسبت به حکومت دینی را در قالب انتقاد از «حکومت مغان» ابراز می‌کند. در کل می‌توان گرایش فکری موسی نثری را نحوی شبه‌مدرنیسم میانه‌روانه نامید.

رمان عشق و سلطنت بر پایه‌ی «روایت دانای کل» نوشته شده و در نقاط مختلف اثر حضور و دخالت نویسنده آشکار است. در این رمان بیش از چهل شخصیت داستانی وجود دارد که ده‌تای آنها زن هستند. تقریباً تمامی شخصیت‌های این رمان از متعلقات طبقات درباری و اشراف هستند و دو تن از زنان قهرمان داستان [«ژوپیتر» و «اریدیس»] یونانی‌اند. در این اثر درون‌مایه‌ی ستایش شاهنشاهی باستانی نیز دیده می‌شود. از اشکالات اساسی کتاب، ضعف در شخصیت‌پردازی و نیز یکسان بودن زبان محاوره‌ای همه‌ی شخصیت‌های مختلف رمان [بدون توجه به تفاوت آنها در پایگاه طبقاتی و اجتماعی و ویژگی‌های فرهنگی‌شان] می‌باشد.

نثر رمان به لحاظ دستوری نیز اشکالاتی دارد. به عنوان مثال گاه فعل جمله بدون وجود قرینه حذف گردیده است. نظیر این دو مورد:

«در مدت کمی، جمعی از کلدانیان مقتول … و جمعی دیگر به طرف شهر برسیپا فرار کردند».(48)

«نوذر گفت: گویا صدای او از خارج نیستان به گوش … و به طرف جاده‌ی عمومی نزدیک می‌شود».(49)

در مواردی نیز در صرف زمانی افعال ناهمگون می‌باشد. مثل این دو مورد:

«این رود … در میان شهرمنشعب به چند رود و به خانه‌های شهر تقسیم می‌شود و یک شعبه‌ی آن داخل این دریاچه می‌گردید».(50)

شخصیت‌پردازی داستان، ضعیف و نپخته و ساختار بسیاری از جمله‌ها سست و در مواردی حتی نادرست می‌باشد.

 

منبع: ادبیات و شبه مدرنیته ایرانی - شهریار زرشناس
باشگاه اندیشه

[ ۱۳٩٠/٥/٢٦ ] [ ٢:٤٥ ‎ب.ظ ] [ جمشید چایانی - کارشناس ارشد علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه علوم تحقیقات تهران ]

[ نظرات () ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه